یادتون هست حدود یک سال و نیم پیش توبی لوتکه، مدیرعامل شاپیفای، یادداشتی برای کارمنداش فرستاد و گفت از این به بعد استفاده از هوش مصنوعی انتخاب شخصی نیست و همه باید باهاش کار کنن؟ اون یادداشت بیرون از شرکت حسابی سروصدا به پا کرد. حالا لوتکه در پادکست Sources با الکس هیت نشسته و یه اعتراف جالب کرده: شاپیفای چندتا سؤال درباره استفاده از هوش مصنوعی به فرمهای ارزیابی کارمنداش اضافه کرده بود، ولی جوابشون هیچوقت براش مهم نبود. خب پس چرا اصلاً اون سؤال رو گذاشتن؟ خودش میگه اون سؤال بیشتر شبیه یه قول عمومی بود؛ جملهای که شرکت بعداً نمیتونست از زیرش فرار کنه.
از اون یادداشت آوریل تا الان
تو اون یادداشت آوریل ۲۰۲۵ گفته بود استفاده روزمره و بدون تعار از هوش مصنوعی حالا جزو الزامات کاره و از همه انتظار میره. عملیش هم دو تا بود. تیمها قبل از اینکه نیروی جدید بخوان، باید توضیح میدادن چرا هوش مصنوعی از پس اون کارها برنمیآد. ضمن اینکه چندتا سؤال درباره میزان استفاده از هوش مصنوعی هم به فرمهای ارزیابی عملکرد و ارزیابی همکاران اضافه شد. لوتکه الان میگه هیچکدوم از اینا دیگه به دستور و چک مدیریتی احتیاج نداره؛ خودشون جا افتادن. یعنی همون قانونی که یه سال و نیم پیش سروصدا کرد، الان یه عادت معمولی شده.
جواب اون سؤالها اصلاً مهم نبود
کل ماجرا تو همین جملهست: اون سؤال به شاپیفای یه آبرویی میداد که بعداً باید پایش میایستاد. یعنی چیزی که قرار بود با فرم و امتیاز اندازه گرفته بشه، در عمل از راه فرهنگ شرکت در اومد. حالا نکته باحالش اینه که لوتکه حتی مطمئن نیست اون سؤال هنوز تو فرم ارزیابی فعلی شاپیفای هست یا نه. به گفته خودش داخل شرکت این یادداشت اصلاً جنجالی دیده نشد. برعکس، وقتی رسانهها سروصدا راه انداختند، کارمندای شاپیفای بیشتر بهش توجه کردن و لوتکه این رو نشونه خوبی میدونه: تغییر از قبل اتفاق افتاده بود و بیرون شرکت تازه داشتن کشفش میکردن.
کسایی که سرشون رو زیر برف میکنن جایی ندارن
لوتکه بعدش سراغ بدبینهای هوش مصنوعی رفت. به گفته اون، تو شرکتی که همه اطرافیانت با ایجنتهای هوش مصنوعی کار میکنن، کسی که بخواد خودش رو قایم کنه و بیسروصدا از این موج رد بشه، هیچوقت جزو نفرات برتر نمیشه. درباره پروژههای متنبازی هم که مشارکت کدهای ساختهشده با AI رو ممنوع میکنن، رک حرفش رو زده: کد خوب کد خوبه؛ فرقی نمیکنه آدم نوشته باشه یا مدل زبانی تولیدش کرده باشه. از نظر اون هر شرکت باید صادقانه بگه برای چه کسی ساخته شده و برای چه کسی نه. حتی میگه شاپیفای وقتی مطمئن میشه جایی برای کسی نداره، کمکش میکنه جای بهتری بیرون از شرکت پیدا کنه.
slop grenade چیه؟
چند هفته پیش هم لوتکه در پادکست Knowledge Project یه اصطلاح رو تعریف کرد که بین تیمهای شاپیفای جا افتاده: slop grenade. منظور خروجی هوش مصنوعیایه که بدون حتی یه بار خوندن، دست به دست همکار بعدی میرسه. جالبه که شرکتی که همهگیرترین ابزار تولید محتوا رو بین کارمنداش پخش کرده، حالا برای ضایعات همون ابزار هم اسم گذاشته. اینجاست که ضعف سؤال ارزیابی هم معلوم میشه: هیچ فرمی به مدیر تیم نمیگه اون پیشنویس قبل از رسیدن به ویراستار یا مشتری، یکی بازش کرده یا نه. میزان استفاده یه چیز رو میسنجه، کیفیت استفاده چیز دیگهای.

این خبر چه درسی برای وبمسترهای ایرانی داره؟
بذارید روراست باشم: بخش بزرگی از تیمهای محتوا و آژانسهای وب ایران همین الان وسط همین گذارن. بعضیها الزام گذاشتن، بعضیها هنوز بین «ممنوعش کنیم» و «راحت استفاده کنید» گیرن و خیلیها هم بدون هیچ قاعدهای کارمنداشون رو با ابزار رها کردن. تجربه شاپیفای دو نکته عملی داره. یکی اینکه الزام، حتی اگه هیچوقت تو فرمی سنجیده نشه، فرهنگ تیم رو عوض میکنه و بعد از یه مدت دیگه نیازی به چکوچونه مداوم مدیر نداره. دوم اینکه معیار واقعی تعداد دفعات استفاده نیست؛ اونی هست که آخرش به مشتری میرسه. اون پیشنویس AI باید قبل از رسیدن به کارفرما خونده و درست بشه، وگرنه میشه همون نارنجکی که لوتکه تعریف میکنه.
وضعیت فروشگاهدارها هم فرقی نداره. شاپیفای جدی روی تجربه خرید با ایجنتها حساب کرده و حتی به ایجنتهایی که جای مشتری خرید میکنن پورسانت میده. اما فروشگاهدار وردپرسی لازم نیست احساس کمبود کنه؛ ابزارهای فارسی از قالبهای فروشگاهی مثل وودمارت گرفته تا افزونههای سئو، مسیرش رو همین الان هموار کردن. مهم اینه که مثل شاپیفای فکر کنه، نه اینکه حتماً مثل شاپیفای ابزار بخره.
حرف آخر
ماجرا با یه سؤال شروع شد ولی به سؤال ختم نشد. شاپیفای نشون داد یه جمله صریح از بالای سازمان میتونه کاری بکنه که دهها فرم ارزیابی از پسش برنمیان؛ ضمن اینکه با اسمگذاری روی ضایعات AI، مرز کیفیت رو هم روشن کرد. برای ما تو دنیای وب ایران پیامش سادهست: هوش مصنوعی رو بخش عادی کار روزمره کنید، ولی چیزی که به مشتری میرسه رو همیشه با بازبینی انسانی تحویل بدید. اگه مدیر تیم هستید، قواعدتون رو شفاف بنویسید. اگه هم تازهواردید، بدونید رقابت آینده بین کساییه که با ایجنتها کار میکنن، نه کسایی که ازشون فرار میکنن.