افزایش نرخ کلیک سایت با یه ترفند ساده از The Athletic

نمایش تعداد کامنت‌ها در صفحه اول The Athletic برای افزایش نرخ کلیک
فهرست مطالب

اگه از اون آدمایی هستید که هر هفته صفحه اول سایتتون رو ورق می‌زنید و فکر می‌کنید چرا بعضی مطالب کلیک نمی‌گیرن، بذارید یه چیزی رو نشونتون بدم. سایت ورزشی The Athletic که حالا بخشی از نیویورک تایمزه، روی صفحه اولش یه کار کوچیک انجام می‌ده: کنار چند مطلب منتخبش، تعداد کامنت‌ها رو نشون می‌ده. همین. نه ابزار جدید، نه الگوریتم عجیب؛ فقط یه عدد ساده که می‌گه این مطلب داره توی اجتماع حرف می‌سازه.

این ترفند ساده یه پیام روشن برای همه ما داره: وقتی ترافیک ارجاعی هر روز سخت‌تر می‌شه، باید از همون سطح‌هایی که خودمون کنترلشون رو داریم بهترین بازده رو بکشیم بیرون. بذارید ببینم این عدد کوچک چطور کار می‌کنه، چرا اعتبارش بالاست و چطور می‌تونید روی سایت خودتون تستش کنید.

عدد کنار تیتر دقیقا چه کاری می‌کند؟

آدم‌ها به چیزهایی که دور و برشون شلوغه اعتماد می‌کنن. یه تیتر با ۵۰۰ کامنت کنار یه تیتر با فقط یه کامنت رو تصور کنید؛ اگه همه چیز دیگه یکسان باشه، مغز ما خودش می‌ره سمت همون شلوغ‌تر. نه لزوما چون بهتره، بلکه چون کنجکاوی رو روشن می‌کنه: اینجا یه گفتگو داره جریان پیدا می‌کنه و خواننده دوست داره بفهمه درباره چیه. این همون ایده قدیمی social proof است که فروشگاه‌ها سال‌هاست با جمله‌هایی مثل «۱۲ نفر همین حالا این محصول رو دیدن» استفاده می‌کنن؛ The Athletic همون ایده رو آورده وسط صفحه اول نشر.

نکته اصلی اینجاست که کلیک‌خوردن فقط به عکس و تیتر بستگی نداره. وقتی خواننده می‌بینه یه مطلب ۵۰۰ نفر رو پای گفتگو آورده، حس می‌کنه یه چیزی هست که ازش جا مونده. برای ناشری که مخاطب مستقیم و صفحه اول پرچک داره، این یعنی می‌شه با یه المان ساده، رفتار کاربر رو به سمت محتوایی هدایت کرد که خودش انتخاب کرده.

چرا حرف The Athletic این‌قدر سنگین است؟

هر کسی می‌تونه یه ایده بگه؛ مسئله اینه که این سایت پول‌سازه. طبق گزارش رسمی درآمدی که نیویورک تایمز در SEC ثبت کرده، درآمد The Athletic در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ یک‌سوم رشد کرد و از ۴۰.۵ میلیون دلار به ۵۴ میلیون دلار رسید. سود عملیاتی تعدیل‌شده هم به ۵.۸ میلیون دلار رسید در حالی که همین فصل سال قبلش ۲.۴ میلیون دلار ضرر بود. درآمد تبلیغاتی هم تقریبا دو برابر شد و به ۱۴.۱ میلیون دلار رسید.

این اعداد یعنی چی؟ یعنی این سایت یاد گرفته خواننده‌هاش رو نگه داره و تبدیلشون کنه به اجتماع واقعی. نمایش تعداد کامنت‌ها فقط یه لبه کوچیک از همین استراتژیه؛ لبه‌ای که هیچ هزینه‌ای نداره ولی به خواننده می‌گه اینجا جمعه، تنها نیومدی. نویسنده این ستون هم مدیر سئوی تلگرافه، یعنی حرف از جنس تجربه نشر حرفه‌ای است نه حدس آزاد.

برای سایت‌های وردپرسی ما چه درسی دارد؟

وردپرس از اول کامنت داشته؛ مشکل اینه که اکثر ما یا کلا بستیمش یا گذاشتیم ته صفحه گم بشه. اگه سایتتون محتوای منظم منتشر می‌کنه، نمایش تعداد کامنت روی صفحه اول یا صفحه دسته‌بندی اصلا کار سنگینی نیست و خیلی از قالب‌ها به‌صورت پیش‌فرض پشتیبانیش می‌کنن. چیزی مثل قالب مجله خبری وردپرس Jannah دقیقا برای همین صفحه‌های پرمطلب و روزنامه‌ای ساخته شده و این جور المان‌های تعاملی رو خوب سواپ می‌کنه. اگه هم گفتگوی مخاطب‌هاتون بیشتر توی شبکه‌های اجتماعی جریان داره، حداقل دکمه اشتراک‌گذاری در وردپرس رو درست بچینید تا سیگنال تعامل به شکل دیگه جمع بشه.

راستی یه شرط مهم هم داره: عدد باید واقعی باشه. کامنت تزئینی و اسپم اعتماد نمی‌سازه؛ برعکس، نشون می‌ده سایت رو رها کردید. اجتماع واقعی ساختن کند شروع می‌شه ولی همون چیزیه که بعدا خودش کلیک میاره.

کامنت فقط یکی از سیگنال‌هاست

توصیه بعدی ستون، فراتر رفتن از کامنت است: شیر، لایک و هر سیگنال دیگه‌ای که نشون بده کدوم مطلب با مخاطب شما جون گرفته. خیلی از ناشرهای بزرگ دیگه به جای ترافیک خام، امتیاز ترکیبی تعامل می‌سازن؛ یعنی مدت نشست، عمق اسکرول، کلیک و کامنت رو با هم می‌بینن. بعضی‌ها هم با یه مدل آماری ساده (شبیه روش بیزی) مقاله‌هایی رو پیدا می‌کنن که نسبت به اندازه و انتظار خودشون بهتر عمل کردن و بعد اون‌ها رو پررنگ‌تر روی صفحه اول، صفحه‌های بخش و صفحه موضوعی می‌ذارن.

اینجا دیگه فقط سلیقه تحریریه تصمیم نمی‌گیره؛ رفتار واقعی مخاطب کنار سلیقه می‌شینه. نتیجه‌اش هم دو چیزه: تجربه بهتر برای کاربر و فرصت بیشتر برای محتوایی که واقعا ارزش خوندن داره ولی به هر دلیلی وسط صفحه گم شده بود.

چطور این ایده رو توی سایت خودمون تست کنیم؟

بذارید ساده بگم: اول یه معیار مشخص انتخاب کنید، مثلا نرخ کلیک صفحه اول. بعد روی چند مطلب منتخب تعداد کامنت رو نشون بدید و دو سه هفته صبر کنید و اعداد رو با دوره قبل مقایسه کنید. مرحله بعد سیگنال دوم مثل تعداد شیرهاست؛ ببینید کدوم عدد واقعا روی رفتار خواننده اثر می‌ذاره. مقایسه رو هم با میانگین همون دسته انجام بدید نه با پربازدیدترین مطلب سایت، چون گاهی یه مقاله با ترافیک کم نسبت به اندازه خودش تعامل خیلی بهتری می‌گیره و همین گنج‌های پنهان مهم‌ترین خروجی این تسته.

اگه جواب داد، جای بهتری بهش بدید: بالای صفحه اول، صفحه تگ‌ها، صفحه دسته‌بندی. این کارها هیچی جز استفاده بهتر از مخاطب خودتون نیست؛ مخصوصا وقتی حتی پلتفرم‌های بزرگی مثل ردیت هم دارن از گوگل ترافیک کم میارن و افت ترافیک ردیت از گوگل دیگه به یه هشدار جدی برای همه ناشرها تبدیل شده. تکیه بر ترافیک ارجاعی هر روز ریسکی‌تر می‌شه؛ صفحه اول خودتون دارایی‌ایه که کامل توی کنترل شماست.

کجای این مسیر خطر کلیک‌بیت هست؟

روراست باشم: نرخ کلیک معیار بی‌نقصی نیست. محتوایی که فقط برای کلیک طراحی می‌شه معمولا یا غریزه آدم‌ها رو تحریک می‌کنه یا وعده الکی می‌ده؛ همون چیزی که بهش می‌گن کلیک‌بیت. این مسیر در نهایت اعتماد مخاطب رو می‌سوزونه و دیر یا زود گوگل هم سیگنال‌های کیفیت رو جدی می‌گیره. پس هدف این نیست که هر تیتری انفجاری بشه؛ هدف اینه که محتوای خوبی که واقعا گفتگو ساخته، جلوی چشم بقیه بیاد.

اگه استراتژی تولید محتوای سئو شده سایتتون رو درست چیده باشید، این نمایش عددها فقط یه ذره‌بین است که بهترین کارتون رو برجسته می‌کنه. اگه بخوام کل ماجرا رو در یه جمله بگم: بهترین فروشنده هر سایت، حرف خود مشتری‌هاشه؛ بذارید صداشون شنیده بشه، کلیک‌ها هم خودشون میان.

اولین نفری باش که به این مقاله امتیاز میدی 🙂
Picture of پارسا مجیدی
پارسا مجیدی
زندگی من یه جورایی مثل یه اپلیکیشنه که همیشه تو پس‌زمینه در حال اجراست. از طراحی سایت و سئو گرفته تا خلق ایده‌هایی که درآمد غیرفعال بسازن، همه‌شون بخشی از این اپلیکیشنن. هر روز در حال آپدیت و یادگیریم تا دنیای آنلاین رو به یه جایی برسونم که دیده بشی، بفروشی و رشد کنی. داستان من و تکنولوژی؟ هنوز در حال "لود" شدنه...
اشتراک
اطلاع از
0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین آرا
عضو شوید و همه محصولات را رایگان دانلود کنید!!!
0
نظر خود را به اشتراک بگذاریدx